اینچا
یک بایگانی بلند از نوشتن دارم
که با تمام خاطراتش…
با تمام اسمهای دوستان قدیمی و مهربانش
دارد خاک میخورد!
این بایگانی بلندِ نوشتن های ۱۰ سالگی تا ۱۶ سالگیم بماند اینجا
نام تمام دوستان مجازی و حقیقی قدیمی هم بماند گوشهی دلم، فعلاً!
خداحافظی نیست این!
شانه خالی کردن از وبلاگ هم…
خواستم صرفاً اعلام کنم که دستمالِ گردگیری- به دست،
حواسم به اوضاع اینجا هست اما
حوصلهی نوشتن فعلاً در سرم نیست!
حوصلهاش که سراغم را گرفت مینویسم گاهی…
وبلاگم دیگر آنقدرها هم کوچک نیست که به بودن من محتاج باشد…
پس
حواسم هست از دور…
گاهی هم مینویسم…
اما…